روز دوشنبه بیست و هشتم آذر روزی بود که عشق کوچولوی من راتین به دنیا اومد و زندگی من و بابایی رو از این رو به اون رو کرد.

باورم نمیشه که این یکسال اینقدر زود گذشت و این پسر منه که روز به روز شیرینتر میشه و بیشتر و بیشتر خودشو توی زندگی ما جا می کنه.

یه تولد کوچیک با پدرجون مادر جون کرجی برای راتین گرفتیم تا تولد بزرگترشو بعد از محرم و صفر براش بگیریم. اینم عکسای تولد راتین کوشولو فاز یک هههه

 

اینم عکسای تولد خونه مادرجون

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٤ | ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : راتین شازده پسر | نظرات ()

چهارمین تولد راتین که بزرگترینش هم بود تولدی بود که خونه پدرجون مادرجون اراکیش براش گرفتیم. البته عکسها خیلی خوب از کار درنیومد و مامانی حسابی حرص و جوش خورد.

راتین هم اصلا همکاری نکرد و همش گریه کرد بنابراین نتونستیم عکسهای خوبی بگیریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٤ | ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : راتین شازده پسر | نظرات ()

راتین کوچولوی ما امسال چهار تا تولد داشت. بابایی حسابی کلافه شده بود و صداش درومده بود. تولد اول و دوم رو قبل از محرم و صفر براش به صورت گروهی گرفتیم. بچه ها اکثرا نمی تونستن راه برن اما در مجموع خیلی خوب بود و حسابی خوش گذشت.

جای همه خاله ها و داییها خالی.

تولد رو توی هپی هاوس اقدسیه گرفتیم که بر خلاف قولهایی که داده بودن چندان برنامه خاصی نداشتن. 

خب عکسهای سری اول عکسهای تولد گروهی بچه های دی 89 هست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم عکسای تولد گروهی بچه های آذر 89

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٤ | ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : راتین شازده پسر | نظرات ()

  • سیب خیال
  • پرشین گراف
  • کارت شارژ همراه اول