سلام سلام به همه خاله های مهربون و نی نی های خوردنی

این سومین عیدی بود که پسر ما تجربه می کرد ولی می تونم بگم اولین عیدی بود که می فهمید یه اتفاق خاص داره میفته و از تک تک لحظاتش حسابی لذت برد و استفاده کرد.

دو روز مونده به چهارشنبه سوری با خاله سارا و خاله سعیده و خاله منیژه، راتین و مهیار و کارن رو بردیم به جشن چهارشنبه سوری که خانه اردیبهشت برگزار کرده بود. جشن خیلی خوب و شادی بود و سعی کرده بودن همه سنت های ایرانی چهارشنبه سوری رو توش اجرا کنن. به بچه ها خیلی خوش گذشت قسمت مورد علاقه راتین هم پریدن از روی آتش و هوا کردن بالون بود.

عید امسال رو نرفتیم اراک چون نوبت پدر و مادر همسرم بود. راتین هم کنار دختر عمو و پسر عمه هاش گاهی بازی گاهی دعوا عید خوبی رو داشت.

بگذریم که روز چهارم عید دست پسرک ما موقع بازی با یکی از اقوام شکست و مجبور شد کل عید رو با دستی که از گردنش آویزون بود سر کنه اما خیال نکنید این جریان ذره ای باعث شد پسرم از بازیگوشیهاش کم کنه و آروم بشینه.

خوب زیاد حرف زدیم بریم سراغ عکسها که چون خیلی زیادن توی دو تا پست میزارم. عکسها رو توی ادامه مطلب ببینید



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٢/۱/٢۱ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : راتین شازده پسر | نظرات ()

  • سیب خیال
  • پرشین گراف
  • کارت شارژ همراه اول