بالاخره روز هشت اردیبهشت بعد از هفت هفته گچ پای راتین رو باز کردیم اما فکر نکنید نفس راحتی کشیدیم چون دکتر گفت باید خیلی مراعات کنید چون تا دو ماه احتمال شکستگی مجدد پا وجود داره.

آخر همون هفته عروسی دایی مهرداد هم بود و مامانی کلی استرس داشت که نکنه خدای نکرده شازده پسر توی اون مجلس بلایی سر خودش بیاره.

خلاصه که عروسی به خوبی و خوشی برگزار شد و خوشبختانه راتین انقدر خسته بود که نصف مجلس رو خواب بود و وقتی هم که بیدار شد کسل بود و حوصله شیطنت نداشت.

اینم یکی دو تا عکس از شازده پسر تو عروسی خاندایی جوون

پسر خوابالو با موهای هایلایت شده زبانزبانزبان

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۱٤ | ۳:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : راتین شازده پسر | نظرات ()

حتی پای شکسته راتین هم مانع نشد تا ما مثل هر سال توی جشن تولد زمین شرکت نکنیم. امسال مجری برنامه پنگول بود و بچه ها کلی خندیدن و خوش گذروندن.

پسرک ما امسال عاقل تر شده بود و کلی از دیدن موزه لذت برد. بعد هم یه نهار خوب با بابایی خوردیم و یه سرم رفتیم پارک نیاوران و اینجوری روز خوب راتین تکمیل شد.

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢ | ٩:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : راتین شازده پسر | نظرات ()

  • سیب خیال
  • پرشین گراف
  • کارت شارژ همراه اول