از دیشب که رفتم دکتر یه فکری ذهنمو مشغول کرده. رفتیم دکتر و دکتر دستگاه مخصوصو رو شکمم گذاشت تا صدای قلبت رو بشنویم. قلبونش برم قلبت گروپ گروپ و تند تند میزد انگار حسابی دویدی. بعد دکتر یه ضربه محکم زد رو شکمم و صدای قلب تو قطع شد.

دکتر جای دستگاهو عوض کرد و تو رو دقیقا اون طرف شکمم پیدا کرد. معلومه با سرعت هر چه تمام جا خالی داده بودی و در رفته بودی.

من از دیشب نشستم فکر کردم که اگه به مامانی برده بودی حتما خودتو گوله میکردی و با باسن یه ضربه محکم حواله خانوم دکتر میکردی نه اینکه زود فلنگو ببندی و در بری. خلاصه اینکه مادرجان تهدید بابا یادت نره که اگه پسر بشی و ریقو دفنت می کنه. حالا دیگه خود دانی 



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱ | ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : راتین شازده پسر | نظرات ()

  • سیب خیال
  • پرشین گراف
  • کارت شارژ همراه اول