ماجرای از شیر گرفتن شازده پسر +عکسهای سفر شیراز

خیلی وقت بود که حس و حال نت اومدن نداشتم و وبلاگم حسابی کم کار شده بود. اما یه اتفاق مهم باعث شد تا بیام و باز بنویسم و اونم اتفاق مهم از شیر گرفتن نقطه خانه. بالاخره راتین کوچولو در سن 21 ماهگی، در مهرماه 1391 از شیر گرفته شد.

راستش جریان خیلی راحت تر از اونی بود که فکرشو میکردم. با وجود وابستگی شدیدی که راتین به شیر نشون میداد و فقط با خوردن شیر می خوابید و روزی شاید بیش از دویست بار (کاملا بدون اغراق) شیر می خورد اما خیلی به سادگی و با صبوری تموم این مرحله رو هم پشت سر گذاشت.

جریانم اینجوری شد که یه روز صبح که از خواب بلند شدم عزمم رو جزم کردم و رفتم داروخانه و یه شیشه قطره تلخک خریدم. قطره رو استفاده کردم و وقتی راتین شیر خواست به راحتی بغلش کردم و بهش شیر دادم. فقط قبلش گفتم می می اخ شده. راتینم توجهی نکرد و خورد ولی وقتی دید تلخه با تعجب نگاهم کرد تا ببینه چه خبره. گریه ای در کار نبود. اول طبق روال معمول هر ده دقیقه یک بار تجدید می کردم و بهش شیر میدادم. کم کم وقتی دید که دیگه می می تلخه و از شیر خبری نیست از ده دقیقه به نیم ساعت و بعد یک ساعت رسید. ظهر با اشتها نهارش رو خورد. فقط وقت خوابش که رسید گریه و زاری راه انداخت که اونم تو بغل خودم و با زدن ضربه به پشتش خوابش برد.

شب هم دیگه امیدش کاملا بریده بود و وقتی دید هنوزم می می اخه سرشو گذاشت رو بالشو و با دست زد به پشتش. یعنی بزن به پشتم تا بخوابم. طفلکی به همین سادگی با مساله کنار اومد. فقط شب اول بعد از ساعت 4 صبح 3-4 بار با گریه بیدار شد که هر بار با بغل کردن و آروم به پشتش زدن خوابش برد و خوابید.

خدا رو شکر این کابوسی که مدتها گریبانگیرم بود به خوبی و خوشی رد شد :)

اینم یه سری عکس از سفر شیراز

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 17 نظر / 321 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینو مامان آترین

سلام مهرنوش جان دلمون واست حسابی تنگ شده بود.... مبارک باشه از شیر گرفتن راتین جون.

مامان شری

آخی قربون این پسر صبور برم من... خدا رو شکر مهرنوش جون که به خیر و شادی این مرحله رو پشت سر گذاشتی

س س

مامان نقطه جون سلام مبارک باشه دیگه راتین خان مردی شده باس خودش یه سوال داشتم این قطره که خریدی خوراکی بود یا مالیدنی؟ ینی طعم شیر رو عوش میکرد یا یه پوست سینه رو تلخ میکرد؟

پریسا

سلام مرسی اومدین تو وبلاگم و ازتون ممنونم که شعر درمورد طلوع بهم گفتین [گل]دوتا شعر کودکانه ی دیگه گذاشتم تو وبلاگم امید وارم راتین خوشش بیاد [خداحافظ]

ماشا

سلام دوست من. برایت بهترینها را آرزو دارم. واتوره با تشنگی تنهایی به روز است و چشم به راه نقد و نظرت.

ماشا

سلام دوست من. واتوره با (( نذر نام تو)) به روز است و چشم به راه دیدار و نقد و نظرت.

مصی مامان آرش

راتین جون تولدت مبارک شیطنت هاتو خیلی دوست دارم بوسسسسسسسس[ماچ][دست]

ماشا

همراه من باش ! شب درازی پیش روست همسفر ! يلدا مبارك.....