عکسهای آتلیه نوروز 92

راتین این روزها چیزهای خیلی خوبی از مهد یاد می گیره و من خوشحالم که روی تصمیمم پافشاری کردم و راتین رو به مهد فرستادم.

دیشب توی ماشین دیدم داره حروف الفبای انگلیسی رو می شماره. تعجب کردم و گفتم چی می خونی که بازم خوند و دیدم تا حرف آی رو یاد گرفته. خیلی ذوق کردم.

یه کارهایی هم مبنی بر یاد گرفتن نظم نشون میده که واقعا خوشحالم می کنه. مثلا لباسش رو که درمیاره می بره میزاره داخل کمدش. و یا قبل از خوابش اسباب بازیهاش رو داخل سبد میریزه.

البته این کارها کاملا مودیه و هر وقت دلش بخواد انجام میده و هر وقت دوست نداشته باشه بی خیال میشه. اخیرا بعضی وقتها میاد سراغم و می گه مامان جیش دارم. امروز از مهدش پرسیدم شما یادش دادید؟ گفتن نه می بینه بقیه بچه ها می گن جیش داریم یاد گرفته 
اگه خودم ازش بپرسم راتین جیش داری لج می کنه و می گه جیش نه 
خدا به خیر کنه هر چی بزرگتر بشه سخت تر میشه این جریان

خوب آخر پست هم یه سری عکس که برای فروردین 92 توی آتلیه گرفتیم.

 

 

 

 

/ 14 نظر / 70 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آوا

خیلی عکسهاش قشنگن. امیدوارم توی مهد بهت خوش بگذره خاله جون.

مامان آوا

مهرنوش جون ی سوال داشتم. میشه بگی چرا اسم وبلاگ راتین جون رو اینجوری انتخاب کردی؟

پری مامان پارسا

وای این پسره چقدر قرطی شده بوووووووووووووووووووووووس

شکوه مامان ارمیا

سلام مهرنوش جان.خوبی عزیزم؟ خوشحالم که از تصمیمت برای مهد رفتن پسرک راضی هستی امیدوارم که روزبروز شاهد موفقیت های بیشترش باشی عزیزم[قلب] در مورد سوالی که ازم پرسیده بودی باید بگم: ارمیا حدود 2ونیم سالگی کامل صحبت میکرد اما بعضی کلمات رو خوب نمیتونست ادا کنه و فقط من میفهمیدم چی میگه!!![نیشخند] اما با رفتنش به مهد(حدود 3سالگی) حرف زدنش خیلی خیلی خوب شد و دیگه همه چیزو خوب تلفظ میکرد[لبخند] راستی عکسهای آتلیه هم عاااااااااااالی بودن[ماچ]

ماشا

سلام گرامی دوست مهربان. ایام به کام و لحظه هایت با راتین سرشار از شادمانی. واتوره با غزال غزل ها به روز است و چشم به راه نقد و نظرت.

azy

ماشالله ماه شده.............

سحر مامان اویسا

ماشالله به این گل پسررررر

مامان سام

عسلی خیلی زیبا شدی[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]